رمان زندگی در پیش رو، داستان پسربچه ا ی عرب و یتیم به اسم مومو و صمیمیت و
سرسپردگی اش به مادام روزا، پیرزنی 68ساله و در حال مرگ، است. مادام روزا از جان به
در بردگان اردوگاه آشویتز و تن فروشی بازنشسته است. مومو، از زمانی که به خاطر می
آورد، جزو یکی از خانه به دوشان مهمان خانه ی مادام روزا در پاریس بوده است. اما
زمانی که چکی که هزینه ی نگهداری از او را می پرداخت، دیگر به مهمان خانه ارسال نمی
شود و وقتی مادام روزا مریض تر از آن می شود که بتواند پله های ساختمان را بالا
بیاید و به اتاقشان برسد، مومو تصمیم می گیرد هر طور که می تواند به مادام روزا کمک
کند و او را تحت حمایت خود قرار دهد. رمان زندگی در پیش رو عاشقانه ی لطیف و گاهی
خوفناک میان مومو و مادام روزا، دارای شخصیت های دیگری از قبیل مردان زن نما،
صاحبان روسپی خانه و جادوگران شفا دهنده ی مهاجر در زاغه های پاریس است.