در کشور ما معمولاً معنای درست و دقیقی از «نقد» مستفاد نمیشود. دستاندرکاران
فعالیتهای ادبی غالباً بین «مرور و معرفی»، «تحلیل» و «نقد» تمایز نمیگذارند و هر
نوع نوشتاری را که نویسنده در آن نظری راجع به متنی ادبی اظهار کرده باشد، به غلط
مصداق «نقد» میپندارند. فقط از راه شناساندن نظریههای علمی نقد ادبی و نحوهی
کاربرد عملی آنهاست که میتوان به این برداشتها و توقعات نادرست پایان داد. کتاب
حاضر با همین هدف، مجموعهای از پُرکاربردترین نظریههای نقادانه را به پژوهشگران
این حوزه میشناساند. این نظریهها عبارتاند از: فرمالیسم (نقد نو)، روانکاوی،
ساختارگرایی، روایتشناسی، نقد اسطورهای-کهنالگویی، تاریخگرایی نوین، نقد
لاکانی، مطالعات زنان، نشانهشناسی شعر (رویکرد ریفاتر)، پسامدرنیسم، مطالعات
فرهنگی، نشانهشناسی (رویکرد سوسور، پِرْس و بارت)، نظریهی دریافت و نقد واکنش
خواننده.